ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
333
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) موردى بود كه در كتاب خدا ذكر نشده بود ؟ گفتم : بدانچه رسول خدا حكم فرموده است ، حكم مىكنم . فرمود : اگر در آن مورد هم نبود ؟ گفتم : همه تلاش و اجتهاد خود را به كار مىگيرم و رأى خواهم داد و استوار خواهم بود . پيامبر ( ص ) با محبت به سينهام زده فرمود : سپاس خداى را كه فرستادهء رسول خدا را موفق فرمود تا رسول خدا را خشنود كند . محمد بن عمر [ واقدى ] از اسحاق بن يحيى بن طلحة ، از مجاهد نقل مىكند كه * چون رسول خدا آهنگ حركت به حنين كرد معاذ بن جبل را در مكه بداشت تا براى مردم مكه قرآن بخواند و ايشان را فقه بياموزد . [ 1 ] محمد بن عمر [ واقدى ] از موسى بن علىّ بن رباح ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * عمر بن خطّاب در جابية خطبه گفت و افزود : هر كس مىخواهد از فقه سؤال بپرسد بايد نزد معاذ بن جبل برود . محمد بن عمر [ واقدى ] از ايّوب بن نعمان بن عبد اللّه بن كعب بن مالك ، از پدرش ، از جدش نقل مىكند كه مىگفته است * چون معاذ بن جبل به شام رفت عمر مىگفت : بيرون رفتن او از مدينه موجب اخلال در فقه و فتوى براى اهل مدينه است . عمر مىگفته است : در اين مورد با ابو بكر رحمه اللّه سخن گفتم كه به مناسبت نياز مردم معاذ را از رفتن باز دارد ولى ابو بكر نپذيرفت و گفت : من مردى را كه آهنگ شهادت دارد و در صدد جلب رضاى خداوند است ، باز نمىدارم ، من گفتم : به خدا سوگند كه اين مرد در بستر و خانهء خود از نيازى كه مردم شهر او به او دارند به ثواب شهادت مىرسد . كعب بن مالك گويد : معاذ بن جبل در زمان حيات رسول خدا ( ص ) و ابو بكر در مدينه فتوى مىداد . عبد اللّه بن نمير از سعيد بن ابو عروبة ، از شهر بن حوشب نقل مىكند كه مىگفته است * عمر مىگفت : چون روز رستاخيز علما بيايند ، معاذ بن جبل به اندازهء پرتاب يك سنگ پيشاپيش آنان خواهد بود . محمد بن فضيل بن غزوان صبّىّ از قول بيان ، از عامر نقل مىكند كه مىگفته است * ابن مسعود مىگفت : « همانا معاذ امتى بود فرمان بردار خداوند ( قانت ) ، پاك راى بود و نبود از مشركان » [ 2 ] مردى او را گفت : آيه را فراموش كردهاى ؟ گفت : نه ، معاذ را به
--> [ 1 ] . ر ك : واقدى ، مغازى ، ج 3 ، چاپ مارسدون جونس ، انتشارات دانشگاه آكسفورد ، 1966 ميلادى ، ص 889 ، و ترجمهء آن . - م . [ 2 ] . مقتبس از آيه 121 از سورهء نحل . - م .